تبليغاتX
دوستی نيز گلی است
دوستی نيز گلی است
Home Email Archive Designer
من و ملیکا در صلح و صفا به سر می بریم و این یعنی آشتی ... از این به بعد هم خیلی کم این طرفا آفتابی می شیم چون همه ی بچه های روشنگر ( چه قدیمی ها مثل من ... چه اونایی که همچنان روشنگری محسوب می شن !! ) یه وبلاگ گروهی راه انداختیم که اونجا می نویسیم ... ( خردی ها که نشون دادن عرضه ی این کارا رو ندارن !!! )  اینم لینکش : http://www.roshangariha.blogfa.com/
لينك مطلب | نوشته شده در بیست و نهم شهریور 1386 ساعت 12:6 توسط مریم |


یه روزی سه نفر به هم یه قولی دادن .... اون روز دوتاشون قولشون رو جدی نگرفتن ... اون دوتا من و فائزه بودیم .

یه سال گذشت حالا دونفر یه قولشون وفادار بودن ...اون دوتا من و ملیکا بودیم ... ( در مورد ملیکا نمی دونم می تونم با اطمینان حرف بزنم یا نه )

حالا نزدیک دو سال و نیم از اون روز می گذره .. حالا مثل اینکه فقط یه نفر یادشه یه همچین قولی هم بوده ...اصلا انگار قولی نبوده و نیست .... حالا من با یه کمی خاطره ... ملیکا شاید با کمی نفرت ... و فائزه با کمی فراموشی مونده ... حالا ما سه تا مجزاییم... امیدوارم همیشه انی جوری نباشه ... چون ما به هر حال یه قولی به هم دادیم ... مگه نه ؟

التماس دعا

لينك مطلب | نوشته شده در بیست و هفتم شهریور 1386 ساعت 12:27 توسط مریم |


Home | Archive | Email